خرید بک لینک
به سمت عشق رفتی از غم نان سر در آوردیزدی دل را به دریا از بیابان سر در آوردیتو مثل هیچ کس بودی که مثل تو فراوان استسری بودی که روزی از گریبان سر در آوردیدر این پس کوچه های پرسه ماندی تا مگر شایددری به تخته خورد و از خیابان سر در آوردیو میشد جنگلی انبوه باشی از خودت اماقناعت کردی و از خاک گلدان سر در آوردیتوکل شرط کامل نیست این را مولوی گفته استبخوان آن را دوباره شاید از آن سر در آوردی« مسیحای من ای ترسای پیر پیرهن چرکین»چه پیش آمد که از شعر زمستان سر در آوردی#حسن_قریبی

برچسب: نویسنده: سپیده طاهری تاريخ: جمعه 19 مرداد 1403 ساعت: 15:03

حال من حال مریضی است که در کشتن او درد و درمان و طبیبش همه همدست شدند #لاادری

برچسب: نویسنده: سپیده طاهری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 15:44

و قطعا شبی جسمم را در زمین جا میگذارم و برای همیشه به سرزمینی که به آن تعلق دارم خواهم رفت...

#مرگ_دروغی_بیش_نیست

#مرگ_دروغ_مطلق

#دروغ_بزرگی به نام #مرگ

#مانوشت

#محمداویس_سیدی

برچسب: نویسنده: سپیده طاهری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 15:44

صفحه بندی